مهندس مهدی لشگری *
بررسی چالش‌ها ی آموزش  و راهکارهای ارتقا فرهنگ کارآفرینی در دانشگاه
امروزه یکی از مشکلات قابل لمس در جامعه، بیکاری جوانان و بویژه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است. انگیزه اصلی بسیاری از جوانان برای ورود به دانشگاه و تحصیل، پیدا کردن فرصت بهتر شغلی است ولی بسیاری از فارغ‌التحصیلان سال‌هاست که با وجود داشتن تخصص مناسب از داشتن شغل محرومند. نظرات گوناگونی در خصوص علل بیکاری دارندگان مدارک دانشگاهی وجود دارد و این نوشتار درپی ارائه پاسخ‌های مناسبی برای دو سوال زیر است تا موضوع  از جنبه آموزش کارآفرینی در دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد.
سوال اول- چه عواملی بعنوان نقاط ضعف و قوت سیستم آموزش کارآفرینی در دانشگاههای کشور از لحاظ محتوای آموزشی، روش‌های آموزش و جوّ کارآفرینانه دانشگاه مطرح هستند؟
سوال دوم- چه را هکارهایی برای بهبود وضعیت موجود آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها قابل پیشنهاد است؟
الف-نقاط ضعف  سیستم آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها:
1-رویکرد آموزش و پرورش در تربیت کودکان و نوجوانان مبتنی بر کارآفرینی و مهارت‌آموزی نیست در نتیجه ورودی دانشگاه‌ها شامل دانشجویانی است که بجای روحیه "کارآفرینی" با روحیه "کارجویی" تربیت شده‌اند و به لحاظ تربیتی سن ورود به دانشگاه برای شکل‌گیری چارچوب اصلی شخصیت و بینش فرد نسبت به زندگی برای تغییر، مناسب نیست و انرژی زیادی از آموزش‌دهنده و آموزش‌گیرنده صرف خواهد شد، بدون آنکه نتایج خاصی حاصل شود.
2-کارآفرینی یک تفکر و استراتژی است که باید فارغ از رشته تخصصی تحصیلی، مورد توجه قرار گیرد؛  به عبارتی، کارآفرینی به دلیل پیوند عمیقی که با خلاقیت و نوآوری افراد دارد در تمامی زمینه‌های علمی و تخصصی، قابلیت اجرا دارد از این رو کارآفرینی یک مفهوم میان رشته‌ای است.
در حال حاضر متون تخصصی آموزشی و به‌روز در این زمینه که مناسب رشته‌های مختلف تحصیلی باشد در دسترس نیست و اکثر کتاب‌ها بر اصول کارآفرینی متمرکز شده‌اند و دانشجویان و فراگیران بدلیل تنوع رشته‌های تحصیلی قادر به برقراری ارتباط مناسب با مطالب ارائه شده و الگوبرداری در رشته تخصصی خود نیستند.
3-مشکل دیگری که در زمینه تدریس کارآفرینی در دانشگاه‌ها وجود دارد نبود استادان آموزش‌دیده و ماهر در این زمینه است هرچند در سال1389به همت کانون فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی در دوره‌های فشرده، تعدادی از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی تحت آموزش قرار گرفتند و مجوز تدریس برای آنها صادر شد اما در حال حاضر کمبود استادان متخصص در این زمینه احساس می‌شود. و حتی در برخی موارد این درس به افرادی که فاقد تخصص لازم هستند جهت تکمیل ظرفیت تدریس ارائه می‌شود.
4- کارآفرینی بصورت درس اختیاری در مقاطع کاردانی و کارشناسی برخی رشته‌های دانشگاهی گنجانده شده که هم در طراحی سرفصل دروس و هم تعداد واحدهای درسی دارای ضعف‌های زیادی است از قبیل اینکه به لحاظ اختیاری بودن بار روانی غیر مهم بودن را برای دانشجو به همراه دارد همچنین تعداد واحدهای این درس از ترکیب 2واحد تئوری، 3واحد تئوری،1واحد تئوری - 1واحد عملی و 2واحد تئوری-1واحد عملی متنوع است، که نشان از عدم تسلط کافی برنامه‌ریزان آموزشی رشته‌های تحصیلی دانشگاهی در موضوع کارآفرینی و اهمیت آن دارد.
5-روش آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها بیشتر مبتنی بر سخنرانی استاد و یا ارائه پروژه‌های ترجمه شده در کلاس است که مغایر روح درس کارآفرینی می‌باشد لذا کیفیت تاثیرگذاری این درس بر نحوه تفکر دانشجویان و نیز امکان ایجاد انگیزه لازم برای تمرین کارآفرینی در آنها زیاد نیست.
6-بسیاری از قوانین، مقررات و بخشنامه‌های دانشگاه‌ها از جمله آیین‌نامه‌های معاملاتی و دستورالعمل‌های نظارتی با روح کارآفرینی و خلاقیت و ریسک‌پذیری مدیران در تقابل است به گونه‌ای که بسیاری از مفاهیم مانند فرصت‌طلبی و درآمدزایی که در مباحث کارآفرینی دارای بار ارزشی مثبت است در نگاه آیین‌نامه‌ها و رویه‌های اجرایی دانشگاه دارای بار ضد ارزشی و گاه متخلفانه و حتی مجرمانه همچون منفعت‌طلبی شخصی و یا سوء استفاده از امکانات دانشگاه به نظر می‌رسد.  
ساختار سازمانی دانشگاه در حال حاضر نه تنها کارآفرینانه نیست بلکه در مواردی ضدکارآفرینی است که همین امر موجب راکد ماندن منابع مادی و مالی و عدم امکان مشارکت نیروی انسانی توانمند به منظور بهره‌برداری مناسب و اقتصادی از امکانات دانشگاه شده است.
7-تعداد قابل توجهی از مدیران دانشگاه‌ها به لحاظ عدم آشنایی کافی با مبانی کارآفرینی و بخصوص اهمیت کارآفرینی سازمانی در برون‌رفت از بحران فعلی دانشگاه در مسایل مالی و منابع بودجه‌ای و همچنین تاثیر مثبت آن در ایفای ماموریت دانشگاه‌ها در مسیر حل مسئله بیکاری و اشتغال‌زایی، اهمیت زیادی به هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی در این زمینه نمی‌دهند همچنین با توجه به الزام اولیه کارآفرینی به ریسک‌پذیری مدیران در برنامه‌ریزی و اجرای پروژه‌های کارآفرینانه، تعداد کمی از مدیران دانشگاهی دارای ویژگی شخصیتی در ریسک‌پذیری و تحمل ابهام هستند که همین امر موجب عدم اقبال دانشگاه‌ها به موضوع کارآفرینی شده است.
ب-نقاط قوت  در فضای کارآفرینانه دانشگاه:
1- تغییر نگاه مدیریت در سطح کلان دانشگاه آزاد اسلامی که با رویکرد کیفی‌سازی آموزش و حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین و مسئله محور از سال 1396 آغاز شده است و سیاست‌گذاری‌های انجام شده در تغییر ساختار سازمانی و ایجاد اداره کل تجاری‌سازی و کارآفرینی در دانشگاه به عنوان یکی از نقاط قوت موثر در حرکت جدّی به سوی آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها و تسریع در اجرای برنامه‌های کارآفرینانه محسوب می‌شود. 
2-دانشگاه‌ها به لحاظ منابع زیرساختی لازم برای سرمایه‌گذاری از قبیل زمین، ساختمان، آب کشاورزی، برق، کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌های مجهز، اینترنت و تجهیزات فناوری اطلاعات و اسباب و لوازم اداری در شرایط بسیار خوبی قرار دارند و این مسئله باعث کاهش شدید نیاز به سرمایه‌گذاری ثابت برای پروژه‌های کارآفرینی است و به عنوان نقطه قوت در پروژه‌های اقتصادی و دانش‌بنیان محسوب می‌شود.
3-وجود استادان متخصص و با انگیزه، دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و کارشناسان کارگاهی و آزمایشگاهی با تجربه در دانشگاه‌ها نیز از نقاط قوت بسیار حایز اهمیت در امر کارآفرینی است و این ظرفیت بالقوه را می‌توان با تعیین خط‌مشی‌های کارآفرین‌محور به سوی توسعه کارآفرینی هدایت کرد که از نتایج آن، تحرک‌بخشی در تبدیل ایده به محصول در دانشگاه و  انتقال آن به بازار و ارائه به جامعه خواهد بود.
4-وجود مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری در دانشگاه‌ها به عنوان تکمیل کننده پازل تبدیل دانش به محصول یا خدمت قابل عرضه به بازار از نقاط قوت توسعه فرهنگ فناوری و کارآفرینی در دانشگاه می‌باشد.
                                        
ج-راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا سیستم آموزش و توسعه فضای کارآفرینی دانشگاهی:
1-تعیین یک متولی با اختیارات کافی برای آموزش و ترویج کارآفرین در دانشگاه با هدف سیاست‌گذاری آموزشی و پژوهشی و تهیه و تدوین منابع درسی و تربیت مدرس ویژه درس کارآفرینی که دارای قدرت برنامه‌ریزی و اجرا در حوزه‌های آموزشی، پژوهشی و اقتصادی باشد.
2-تهیه سرفصل جدید و به‌روز برای درس کارآفرینی عمومی و تعیین این درس بعنوان یک درس پایه برای دانشجویان به ارزش 2واحد تئوری و 1واحد عملی و الزام به ارائه این درس در نیمسال اول ورود دانشجویان کلیه مقاطع تحصیلی کاردانی و کارشناسی در دانشگاه به منظور بالا بردن اهمیت درس و آشنا کردن دانشجویان با فرهنگ کارآفرینی که در هدفمند کردن دوران تحصیل آنها بسیار موثر خواهد بود.
3-تهیه و ابلاغ بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های کاربردی به منظور گره‌گشایی از کارآفرینی درون‌سازمانی و تسهیل مسیرهای استفاده از منابع انسانی و مادی دانشگاه در مسیر فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینی از سوی مدیریت عالی و ابلاغ به مدیران اجرایی به منظور به جریان افتادن، سرعت‌بخشی و توسعه در فرهنگ کارآفرینی که از الزامات موفقیت خواهد بود.
4-تقویت مراکز رشد دانشگاهی به لحاظ امکان پشتیبانی‌های مالی و فنی از هسته‌های فناور و کارآفرین به منظور ایجاد انگیزه بیشتر مراجعان که منجر به تحرک‌بخشی بیشتر  فعالیت‌های این مراکز بعنوان نهادهای متولی کارآفرینی در دانشگاه خواهد بود.
5-برگزاری دوره‌های آموزشی ویژه مدیران دانشگاه به منظور آشنایی با اهمیت کارآفرینی و نیز تقویت روحیه مشارکت و ریسک‌پذیری در ایشان و نیز تعیین شاخص‌های مربوط به توسعه و ترویج فعالیت‌های کارآفرینی در ارزیابی عملکرد مدیران که می‌تواند به بهبود فضای کارآفرینی در دانشگاه کمک کند.
امید است با در نظر گرفتن این واقعیت که برای حل مشکل بیکاری، ترویج و حمایت از فرهنگ کارآفرینی یک ضرورت غیر قابل انکار است و تجارب سایر کشورهای موفق نیز موید آن است؛ تلاش جدّی در تغییر محتوای سیستم آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان از سوی دولت صورت گیرد و همچنین مسئولان آموزش عالی کشور نیز برای ارتقا فرهنگ کارآفرینی در جامعه دانشگاهی، گام‌های عملیاتی موثری بردارند تا در یک افق 5 ساله شاهد تغییرات شگرف اقتصادی ناشی از فعال شدن هسته‌های کارآفرین در جامعه باشیم.
به امید آن روز
* مدیر مرکز رشد و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان

   1397/3/8 14:20    تعداد بازدید :  83

تعداد بازدید : 83
Rating: 0/10 (تعداد آرا 0 نفر )